من امروز از صبح اعصابم خورده یه چشمم خونه یه چشمم اشک
آخه من خیلی دوستش داشتم
نزدیک به 2 سال بود با هم بودیم
همیشه پیشم بود هر جا می رفتم با هام بودیم
امکان نداشت من جایی برم و اون با هام نباشه
همیشه صبح ها اون بود که با صدای دلنشینش من رو از خواب بیدار می کرد
امروز بعد از دوسال اولین روزیه که از هم جدا شدیم
جداییش برام خیلی سخته
باور کنید گوشیه خوشگلم از دیروز گم شده
گوشیم w550 بود با 10 تا n 96 هم عوضش نمی کردم دیروز 2 ساعت دادم دست امیر
رفت و اون آخرین باری بود که گوشیم رو دیدم
واقعا من گوشیم رو می خوام خود خود خودش رو حتی یه w550 دیگه هم نمی خوام گوشیه خودم رو می خوام
دعا کنین پیداش کنم
بعدن نوشت : حوصله ندارم
بعدن تر نوشت: اعصابم هم خورده
بعدن ترین نوشت : گوشی جونم خیلی دوست دارم


